خرید بک لینک
سلام خوب هستین خوشین

حواسم نبود وبلاگم یکساله شده البته یکسالو یک ماه

ماهم که پشت کنکوری تنبلیم درس که بیخیخی بقیه خیالشون راحت باشه

یه چیزی بگم تیکه کلاممم خخخ وقتی بزرگ شدم فهمیدم چرا نویسنده ها زود متن ها حرفای دلشونو می نویسن اقا ما یه چیزی تو ذهنمون اومد یادمون رفت البته باره اول نیستا اینارو نوشته بودم نویسنده ای چیزی میشدم


میدونم روزی می بینمت داستانه منو تو داستان عجیبی بود شاید فقط برای من

همیشه حس میکردم منو تو همون شخصیتای رمانیم همون رمانی که خیلی دوسشدارم

یک اس ام اس

اما من همیشه همون ادم تو رمان بودم اما تو ....

منواز این عذاب رها نمیکنی

کنارمی به من نگاه نمیکنی

تمام قلب تو به من نمیرسه

همین که فکرمی برای من بسه

.

.

حس میکنم میای

حس میکنم فراموش نشدم

مگه میشه ادمیو فراموش کرد

برچسب: نویسنده: بردیا کریمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 4:05

صفحه بندی