گفتم ای دل ، نروی؟
خار شوی ، زار شوی
بر سرِ آن دار شوی
بی بَر و بی بار شوی
نکند دام نهد؟
خام شوی ، رام شوی
نپَری جلد شوی
بی پر و بی بال شوی؟
نکند جام دهد؟
کام دهد ، از لب خود وام دهد؟
در برت ساز زند ، رقص کند
کافر و بی عار شوی؟
نکند مست شوی؟
فارغ از این هست شوی
بعد آن کور شوی
کر شوی ، شاعر و بیمار شوی؟
نکُنَد دل نَکَنی
دل بِکَنَد
بهرِ تو دِل دل نَکُنَد؟
برود در برِ یار دگری
صبح که بیدار شوی؟؟!
"مولانا"
نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 19:4  توسط shakila
برچسب:
نویسنده: بردیا کریمیان